حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
13
تاريخ قم ( فارسي )
و بارو كشيدند و ايشان را بقم چندين آثار و علامات بوده پس اولى آن ديدم كه آن كتاب را با اين كتاب جمع كنم و اخبار طالبيه كه بقم آمدند و وطن ساختند [ 1 ] ياد كنم و اگر چه اشارت كرده بودند مرا كه ياد نكنم در اين كتاب الا كسى كه او را مآثرتى و فضيلتى و شهرتى باشد ، بدرستى كه ابن ابى معاد جرجانى كه از جملهء وجوه اهل قم بود مبلغى معيّن بابن ابى حجاج قمى بخشيد تا نام او در كتابى كه آن را كتاب رؤسا گويند ياد كند ابو حجاج قبول نكرد و از آن منع نمود و بهانه آورد كه من مآثرتى و منقبتى از او نميدانم كه موافق مضمون كتاب من باشد و من كتاب او نديدم و غرض او نشناختم تا بر مقتضى دعوى او جواب دهم آرى راى من مباين راى اوست و مقصود من خلاف مقصود او زيرا كه چنين رسانيدند به من كه او تصنيف كتابى كرده كه مشتمل باشد با مآثر و مناقب پيشترين فاضلان و مشهوران جهان و ممكن كه نيافته باشد سبيلى و طريقى كه از خلاف رسم و مقصود خود در گذرد و غرض و مقصود من ذكر مردان شهر خود از طالبيه و عرب و عجم است و ذكر مدح ايشان چنانچ حمزه در كتاب اصفهان حكايت مىكند از ذكر مردان اصفهان پس بدانك هر كه متصدّى تصنيف كتابى و مصنّف جمع رسالهء گردد با نفس خود مخاطره مىكند و خود را در معرض معارضه خداوندان فضل و فهم و نقص مىآورد و از طعن طاعنان و ملامت عيبجويان بسلامت نخواهد بود و از دست و زبان ايشان خلاص نخواهد يافت مگر بتوفيق بارى جلّ ذكره و عزّ اسمه چنانچه شاعر گويد ، شعر من تَجَلَّى بِغَيْرِ مَا هُوَ فِيه * فَضَحَتْه شَواهِدُ الامْتِحانِ اين كتاب كه من تصنيف ميكنم اگر مشتمل بر غير اين معنى و مقصود بودى از فنون آداب و صنوف اشعار مدوّنه بسيار آسانتر بودى از جمع اخبار شهرى كه محل او مندرس شده باشد و اهل او منقرض گشته و از آن نام و نشانى مانده و هر قصّه و خبرى و حكايتى در مرتبهء خود ياد كردن و من بيشتر از آنچ درين كتاب مسطورست از كتابهاى بلدان و بنيان و تواريخ خلفا و از كسانى كه ايشان را معرفتى و خبرى و دانشى بوده بدان ياد گرفتم و از صحف و دفاتر موجوده بنزديك ايشان بيرون آوردم و غرض من درين سخن
--> [ 1 ] - در نسخهء اصل چنين ضبط گرديده : « و وطن ساختند و اخبار ياد كنم » .